تبلیغات
سردفتران - پاسخ به نظر جناب طباطبائی درخصوص مقاله «انتخابات یا انتصاب اشتباهات»

پاسخ به جناب آقای طباطبائی :

تا دلی آتش نگیرد آهی بر نخیزد / رند عالم سوز را با مصلحت بینی چکار...

با سلام و ادای ارادت ویژه و مجدد خدمت آن بزرگ عزیز گرامی عارضم : از صراحت قلم وکلام خویش ، گر جای پوزش است حقیر راشما والامقام همکار عفو فرمائید... ، اما پندارم این است که اینجا می توان گفت : که دقیقا" دراین برهه از زمان، به مانند مسائل مبتلا به ثبت آنی که گفته ها بسیار گفته شد و خواهد شد ، نسبت به انتخابات  کانون ... این  استان  نیزکه از اهم موضوعات پیش آمده است و نتایج عاجل پیش روی آن حکایت ها خواهد داشت، گفتنی ها را آنا" باید گفت ، هر چند  جنگ نیست  ولی ، جنگ اول به ز صلح ... این روزها حوصله کنار آمدن و شکیبائی وتحمل ندارم...

عزیز گرانقدر، عمده آمدنم وویژه سخنم با برخی از منتخبین برترین آراء ها ، آنچنانکه برشمرده ام وبا برپاکنندگان عامد چنین انتخاباتی که از فضای مه آلودفرصت و سود ناپاک جسته اند وهمچنین با کسانی  است که به آنان  ناروا ظلم  شده است ، که النهایه آنان چنین فضائی را بر پا  نمودند !.اینجانبان که کنون آمده ایم  مسئول  التهاب آفرینان دیروزو امروز نیستیم !

 عزیز گرانقدر گر ، نکته ناسنجیده گفته ام دلبرا معذور دار       عشوه فرمای تا طبعم را موزون کنم

دوست بزرگوار ، باید عرض نمایم بیان برخی از حقایق مهم گاها" فضا را غیر غنی نمی سازدبلکه بلعکس موجب شفافیت ورشد و اعتلاست .

 بزرگ مرد ، سوی من لب چه می گزی که مگو        لب لعلی گزیده ام که مپرس

بی تو(بدون وحدت وهمدلی وهمسوئی واتحادو...) در کلبه گدائی خویش        (سالیان سال) رنج هائی کشیده ام که مپرس

وتولد این وبلاگ آنچنانکه ابتدا گفته ام  وگفته اند بعبارتی تولد صراحتی غیر قابل انتظار می بود نه تولد تنش وتفرق ومسامحه واغماض و...  که البته با فراوانی مشغله ای که دارم و... گویا بودنش با  صراحت کلام وقلم این حقیر دیر نپاید ، لذا دوستان خود به سانسور وتفسیر دلسوزانه آن بپردازند. آنچه از انتخابات گفته شد تذکروهشدار امروزین بوده و نهیبی برای آینده جهت جلوگیری از تعلل وکاستی های پیش رو ،علی ایحال با سهل انگاران کاری نیست یا اندک  کاریست ، اماعامدان خود می دانسته اند ودانند چه کرده اند !

همکار ارجمند ودلسوزم ، باغبان را پنج روزی صحبت گل بایدش ... پس ازآن که گفته ها نا گفته ماند وپرده برافتد نه کانون به مفهوم واقعی ، ماند ونه عامدان به صرافت اعمال خود پی خواهند برد ونه فضا را بدون دیدبان خواهند دید، مع الوصف  بناگریر واقتضاء  و بنا به حسن وظیفه آن مطالب اداء شد . به هر حال ودر نهایت از تذکر دوستانه آن سرور گرامی سپاسگزارم .   دوستدارتان



ارسال توسط حبیب اله رضائی
آرشیو مطالب
امکانات جانبی
blogskin

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی